السيد الخميني

116

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

سَخَطِكَ ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْك » « 1 » . و آنچه در اين مقام ذكر شد - كه قيام و قرائت اشاره به مقام توحيد فعلى است - منافات ندارد با آنچه در فصل سوم از مقدّمه در سرّ جملى نماز ذكر كرديم « 2 » - كه إِيَّاكَ نَعْبُدُ رجوع عبد است به حق به فناى كلى مطلق - زيرا كه از براى هر يك از قرائت و ركوع و سجود مقاماتى است كه به حسب هر مقام ، اشاره به مقامى از توحيدات ثلاثه مىتواند بود ؛ ولى هر يك از اينها به مقامى انسب است . پس ، قيامْ به مقامِ توحيدِ افعال انسب است ؛ گرچه توحيد ذات و صفت را نيز در باطن دارد . و اين نظير كلامى است كه اهل معارف گويند راجع به تقسيمات اسماء افعال و صفات و ذات ، با آن‌كه هر اسمى را اسم جامع دانند ؛ پس اسم فعل را آن اسمى دانند كه تجلّى فعلى در آن ظاهر باشد و تجلّى صفتى و ذاتى در باطن او باشد ، و همين‌طور در اسم صفتى و ذاتى « 3 » . فصل هفتم در قرائت است در اشارهء اجماليه به بعض اسرار سورهء حمد بدان‌كه اهل معرفت‌بسم اللَّه هر سوره را متعلق به خود آن سوره دانند . و از اين جهت در نظرىبسم اللَّه هر سوره را معنايى غير از سورهء ديگر است ؛ بلكه

--> ( 1 ) - « از كيفر تو به عفوت و از خشم تو به رضايت و از تو به خودت پناه مىبرم » . ( عوالياللآلي ، ج 4 ، ص 114 ، حديث 176 ؛ بحار الأنوار ، ج 95 ، ص 417 ) ( 2 ) - ر . ك : صفحه 18 . ( 3 ) - ر . ك : إنشاء الدوائر ، ص 29 ؛ شرح فصوص الحكم ، قيصرى ، ص 45 .